محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1594
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
مىنمايد . ( انگليس ) - فوت دوك دويورك برادر كوچك پادشاه كه وليعهد او بود و رسيدن ولايتعهد به دوك دوكلارانس برادر ديگر پادشاه - ولنگتن علاوه بر سپهسالارى قشون به صدارت نايل مىشود . ( اسپانيا ) - شورش مردم بر ضدّ فرديناند پادشاه - دن كارلس برادر پادشاه را جمعى به سلطنت مىطلبند . ( فرانسه ) - شورش سخت در پاريس و سيبهبندى كردن در غالب كوچهها - ابتداى منازعهء فرانسه با حسين پاشا والى الجزاير - ايجاد راهآهن در سنت اتىين شهر فرانسه . ( پرتوغال ) - عساكر انگليس براى نظم پرتوغال به ليزبن وارد مىشوند - دنميگل بالاخره به سلطنت پرتوغال منصوب مىشود . [ سنهء 1244 هجرى - سنهء 1828 مسيحى ] آسيا - ( ايران ) - در اين سال قزلباشيّهء كابل از تعدّى افاغنه و غلبهء رنجيد سينكهء هندو در كشمير به ستوه آمده حسنعلى خان جوانشير را از راه بيابان بلوچستان به كرمان فرستادند ، و مشار اليه از كرمان به طهران آمده از اجحافات برادران فتيح خان شكايت كرده و شرحى از اظهار ارادت اهالى كابل و قندهار و پيشاور به عرض آستان اعليحضرت خاقان صاحبقران فتحعلى شاه رسانيده و مستدعى شد كه يكى از شاهزادگان عظام را بدان سامان روانه نمايند . اعليحضرت همايون بنابر موافقت دولت انگليس و فراهم نيامدن موجبات آشوب سرحدّات هندوستان قبول ننمودند و حسنعلى خان جوانشير از راه فارس و عمّان به سند رفت - هم در اين سال در اواسط جمادى الاولى موكب همايون به زيارت حضرت معصومه سلام اللّه عليها توجّه فرموده پس از زيارت از قم به سلطانآباد كزّاز رفتند و سپهدار در اين مورد خدمات نموده به مراحم پادشاهى نايل آمد و در بيست و هفتم جمادى الثانيه به دار الخلافه ورود فرمودند - هم در اين سال ژنرال گريبايدوف « 1 » خواهرزادهء مارشال بسكويچ كه
--> ( 1 ) . ذيل وقايع سال 1242 وى را « ميرزا » نوشتهاند و در اينجا « ژنرال » ! در ناسخ و روضة الصفا نيز عنوان « نيارال » به او دادهاند كه تلفظ روسى جنرال انگليسى و ژنرال فرانسوى است . در حالى كه وى در تمام عمر بيش از چهار سال خدمت نظام نكرده است ( ر . ك . به تاريخ اجتماعى و سياسى ايران در دورهء معاصر ، تأليف سعيد نفيسى ، ص 193 ) .